حشر

خوف
نویسنده : قاف - ساعت ٧:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٧
 

در خبر قدسى وارد شده است که: «به عزت خودم قسم، که بر هیچ بنده دو ترس‏را جمع نمى‏کنم، و از براى هیچ بنده دو امن را قرار نمى‏دهم.پس هر که در دنیا ایمن‏باشد از من در روز قیامت، او را خواهم ترسانید.و هر که در دنیا از من بترسد، در روزقیامت او را ایمن خواهم ساخت‏» .

و از حضرت رسول - صلى الله علیه و آله - مروى است که
«هر که از خدا بترسد خداهمه چیزها را از او مى‏ترساند.و هر که از خدا نترسد خدا او را از همه چیز مى‏ترساند» .

«در وقتى که حضرت‏امیر المؤمنین - علیه السلام - در عراق بودند روزى نماز صبح را با مردم گزاردند، چون‏فارغ شدند موعظه فرمودند و گریستند و مردم را گریانیدند از خوف خدا، سپس‏فرمودند: به خدا قسم که در عهد خلیل خودم رسول الله - صلى الله علیه و آله - قومى رادریافتم که صبح و شام گریه مى‏کردند، ژولیده مو، غبار آلوده، با شکمهاى گرسنه، ازکثرت سجده پیشانى ایشان مانند زانوى شتر پینه کرده، شبها را به سر مى‏بردند در قیام وسجود، گاهى بر پا ایستاده عبادت مى‏کردند، و زمانى به سجده مى‏رفتند، و با پروردگار خود مناجات مى‏کردند، و خلاصى از آتش جهنم را مسئلت مى‏نمودند، به خدا قسم که‏با وجود این حالت، دیدم که ایشان خائف و ترسناک بودند، گویا صداى آتش جهنم‏در گوشهاى ایشان بود، و چون نام خدا در پیش ایشان مذکور مى‏شد مى‏لرزیدند چنانچه درخت مى‏لرزد.پس حضرت امام محمد باقر - علیه السلام - فرمودند که: دیگرکسى آن حضرت را خندان ندید تا از دنیا مفارقت نمودند» .


 
comment نظرات ()
 
دستگاه تصفیه
نویسنده : قاف - ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٦
 

در کتاب «معانی الاخبار» مرحوم صدوق روایت می کند: امام کاظم علیه السلام علیه السلام برای عیادت مردی که در سکرات مرگ غوطه ور شده و دیگر قادر بر پاسخ کسانیکه با او تکلم می کردند نبود، وارد شدند. اطرافیان به آنحضرت عرض کردند: یابن رسول الله! دوست داریم کیفیت مرگ و کیفیت احوال این محتضر را که مصاحب ماست بدانیم. حضرت فرمود: مرگ مانند دستگاه تصفیه است، و مؤمنین را از گناهانی که نموده اند تصفیه و پاک می کند؛ بطوریکه آخرین دردی که آنها تحمل می کنند، کفارة آخرین روز و گناهی است که در آنها باقی مانده است و کافران را تصفیه میکند از حسناتی که در دنیا أحیاناً انجام داده اند؛ بطوریکه آخرین لذت و راحتی که در دنیا به آنها میرسد، پاداش وجزای آخرین کار نیکی است که بجای آورده اند.

و اما حال این رفیقتان که در سکرات است این است که مانند کسی که گناهان او را در غربال ریخته و غربال کرده باشند، از گناه بیرون آمده است و از آثام و اوزار تصفیه شده است، و پاک و پاکیزه شده، مثل لباس چرکینی را که بشویند و از چرکها پاکیزه گردد. و الآن صلاحیت پیدا کرده که با ما أهل بیت رسول خدا در سرای جاودانی ابدی معاشر و همنشین باشد. (معانی الاخبار طبع حیدری ص289 باب معنی الموت).


 
comment نظرات ()
 
دعا
نویسنده : قاف - ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٦
 

اللَّهُمَّ إِنَّهُ یَحْجُبُنِی عَنْ مَسْأَلَتِکَ خِلَالٌ ثَلَاثٌ، وَ تَحْدُونِی عَلَیْهَا خَلَّةٌ وَاحِدَةٌ یَحْجُبُنِی أَمْرٌ أَمَرْتَ بِهِ فَأَبْطَأْتُ عَنْهُ، وَ نَهْیٌ نَهَیْتَنِی عَنْهُ فَأَسْرَعْتُ إِلَیْهِ، وَ نِعْمَةٌ أَنْعَمْتَ بِهَا عَلَیَّ فَقَصَّرْتُ فِی شُکْرِهَا. وَ یَحْدُونِی عَلَى مَسْأَلَتِکَ تَفَضُّلُکَ عَلَى مَنْ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ إِلَیْکَ، وَ وَفَدَ بِحُسْنِ ظَنِّهِ إِلَیْکَ، إِذْ جَمِیعُ إِحْسَانِکَ تَفَضُّلٌ، وَ إِذْ کُلُّ نِعَمِکَ ابْتِدَاءٌ

اى خداوند،سه خصلت است که مرا باز مى‏دارد تا از تو چیزى‏خواهم و تنها یک خصلت است که مرا بر آن مى‏دارد.
آن سه:یکى فرمانى که داده‏اى و من در گزاردن آن درنگ کرده‏ام،دیگر،کارى که مرا از آن نهى فرموده‏اى و من در به جا آوردن آن‏شتابیده‏ام؛سه دیگر،نعمتى که مرا ارزانى داشته‏اى و من در سپاس آن‏قصور ورزیده‏ام.
و اما آن یک خصلت که مرا وا مى‏دارد تا از تو چیزى خواهم تفضل‏توست به کسى که روى به درگاه تو آرد و با امیدى نیکو به سوى تو آید،که هر احسان که کنى از روى تفضل است و هر نعمت که دهى بى‏هیچ‏سابقه.
                                             صحیفه سجادیه- دعای دوازدهم


 
comment نظرات ()
 
غیبت
نویسنده : قاف - ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٦
 

غیبت ـ یعنی عیب کسی را در غیاب او بهدیگران منتقل نمودن ـ از گناهان بزرگ است و قرآن شریف آن را به منزله‌ی خوردن گوشتمردار انسان دانسته است:

« وَ لا یغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَیحِبُّ اَحَدُکُمْ اَنْ یأْکُلَ لَحْمَاَخیهِ مَیتاً فَکَرِهْتُموُه»
و بعضی از شما، غیبت بعضی دیگر را نکند. آیا کسی از شما دوست دارد که گوشتبرادر مرده‏اش را بخورد؟ (در حالی که) از آن کراهت دارید

و فرقی نیست که آن عیب مستور و پوشیده باشد یا غیر مستور. و همچنین فرقی نیستکسی که غیبت او می‏شود راضی باشد یا نه. و همچنین فرقی نیست که غیبت با گفتار باشدو یا کردار نظیر اشاره و نوشتن و امثال این‌ها و همین مقدار که به عنوان تنقیص وضربه ‏زدن به شخصیت کسی عیب او را در غیاب او به دیگری منتقل کند، غیبت و از گناهانکبیره است. و اگر کسی که غیبت او می‏شود، راضی باشد که از او غیبت شده علاوه بر این که غیبت کننده گناه نموده است، کسی که راضی به آن گناه بوده است نیز گناه‌کار است.
  رساله توضیح المسائل حضرت آیت الله العظمی مظاهری


 
comment نظرات ()
 
الف
نویسنده : قاف - ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱٦
 

گفتم که: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هیچ
 درخانه اگر کس است، یک حرف بس است
بارها گفته ام و بار دگر مى گویم:

«کسى که بداند هر که خدا را یاد کند، خدا همنشین اوست، احتیاج به هیچ وعظى ندارد؛ مى داند چه باید بکند و چه باید نکند؛ مى داند که آنچه را که مى داند، باید انجام دهد، و در آنچه که نمى داند، باید احتیاط کند.»
                                                                          حضرت آیت العظمی بهجت


 
comment نظرات ()